پایگاه خبری نقش خبر ،هفته دولت هر سال یادآور خدمات، افتتاح پروژهها، دستاوردها و برنامههای مختلف دستگاههای اجرایی و فرصتی برای گرامیداشت یاد و نام شهیدان والامقام، رجایی و باهنر است.
در این ایام، یکی از سنتهای پسندیده، انتخاب و تجلیل از مدیران و کارمندان نمونه است؛ اقدامی که اگر بر پایه معیارهای دقیق و عادلانه انجام شود، میتواند انگیزهای جدی برای خدمت بیشتر و بهتر در دستگاههای اجرایی ایجاد کند.
بیتردید، کارمند یا مدیری که احساس کند تلاش، صداقت، مسئولیتپذیری و خدمت او دیده میشود، با انگیزه بیشتری برای آینده تلاش خواهد کرد. اما پرسش مهم اینجاست که ملاک انتخاب مدیر و کارمند نمونه چیست؟
متأسفانه هر سال پس از برگزاری این آیین، انتقادهایی درباره نحوه انتخاب افراد نمونه مطرح میشود؛ انتقادهایی که گاه حکایت از آن دارد که کارمندانی که در طول سال با صداقت و دلسوزی به مردم خدمت کردهاند، دیده نشدهاند و در مقابل، افرادی عنوان نمونه را دریافت کردهاند که شاید از نگاه افکار عمومی و حتی همکارانشان، شایستگی لازم برای این عنوان را نداشتهاند.
اگر قرار است انتخاب کارمند نمونه بر اساس عملکرد یکساله باشد، چرا از ابتدای سال برای سنجش عملکرد کارکنان، معیارهای مشخص و قابل اندازهگیری تعریف نشود؟
به نظر میرسد مدیران دستگاهها باید از ابتدای سال برای هر یک از کارکنان، شاخصهایی همچون رضایتمندی اربابرجوع، مسئولیتپذیری، نظم اداری، میزان شکایات و تقدیرهای ثبتشده، خلاقیت، همکاری با همکاران، رعایت حقوق مردم و میزان موفقیت در انجام وظایف محوله را در نظر بگیرند و در پایان سال، انتخاب کارمند نمونه را بر اساس مجموع این امتیازات انجام دهند.
چگونه میتوان کارمندی را که در طول سال با اربابرجوع رفتار نامناسب داشته و شکایتهای متعدد در کارنامه او ثبت شده است، به عنوان «کارمند نمونه» معرفی کرد؟
چنین انتخابی نهتنها انگیزهای برای سایر کارکنان ایجاد نمیکند، بلکه میتواند اعتماد کارمندان به سازوکار انتخاب و حتی اعتبار کل فرآیند تجلیل را زیر سؤال ببرد.
کارمندانی که هر روز با مردم سروکار دارند، بیش از هر چیز باید بدانند که میزان رضایت مردم از عملکرد آنان، بخشی جداییناپذیر از ارزیابیشان خواهد بود.
کارمند نمونه، صرفاً کسی نیست که در یک مراسم لوح تقدیر دریافت میکند؛ کارمند نمونه باید در میدان خدمت، نمونه باشد. باید مردم او را به خوشرفتاری، مسئولیتپذیری، صداقت و گرهگشایی بشناسند و همکارانش نیز او را الگویی برای خدمت بدانند.
اکنون این پرسش مطرح است: آیا شیوه انتخاب مدیران و کارمندان نمونه نیازمند بازنگری نیست؟
آیا شایسته نیست این فرآیند از حالت سلیقهای خارج شده و به یک نظام شفاف، قابل سنجش و مبتنی بر عملکرد واقعی تبدیل شود؟
هفته دولت، یادگار بزرگمردانی چون شهیدان رجایی و باهنر است؛ بزرگمردانی که خدمت به مردم را یک مسئولیت و امانت میدانستند.
چه زیباست اگر در انتخاب مدیر و کارمند نمونه نیز همین معیارها را ملاک قرار دهیم؛ سازندگی، ایثار، صداقت، پاکدستی، مسئولیتپذیری و رضایتمندی مردم.
شاید روزی مدیری با شجاعت بگوید: «در ترازوی عملکرد یکساله، خود را نمونه نمیدانم.» و همین اعتراف صادقانه، خود یکی از نشانههای شایستگی مدیری باشد.
انتخاب مدیر و کارمند نمونه زمانی ارزشمند است که انتخابی برای تقدیر از گذشته نباشد؛ بلکه الگویی برای ساختن آینده و انگیزهای برای خدمت بهتر به مردم باشد.
